مرد که تا چند لحظه قبل سعی در حفظ کت خود داشت ، متوجه شد که هوا تغییر کرده و با تعجب به خورشید نگریست . دید از آن باد خبری نیست ، احساس آرامش و امنیت کرد . با تلاش مداوم و پر مهر خورشید او نیز گرم شد و دید که دیگر نیازی به اینکه کت را به تن داشته باشد نیست . بلکه به تن داشتن آن باعث آزار و اذیت او می شود . به آرامی کت را از تن به در آورد و به روی دستانش قرار داد. باد سر به زیر انداخت و فهمید که خورشید پر مهر و محبت که پرتوهای خویش را بی منت به دیگران می بخشد از او که به زور می خواست کاری را انجام دهد بسیار قوی تر است... لازم است بدانید که در ادبیات فارسی خورشید نماد مهر است!
سخن روز: شادی مثل پروانه ایست که هر چه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی... باید آرام باشی تا بر روی شانه ات بنشیند...
این داستان وافعی است...ما را در سایت این داستان وافعی است دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92